بشنو از ني (راز درون عارف عاشق )
بشنو از ني (راز درون عارف عاشق )
ني نامه : ني نامه مولانا ، شناخت شخصيت آن مرد بزرگ است كه اكنون هفتصد سال از رحلتش مي گذرد ، در واقع ني نامه از هنگام بريده شدن از نيستان و دچار آمدن به درد فراق تا به هنگام بازجستن روزگار وصل و بازگشتن به اصل ، داستان ها و شكايت هايي دارد؛ مولانا با ني نامه كه در حكم چكيده و مقدمه اي كوتاه از شش دفتر مثنوي است هم اثر خود را به خوبي معرفي كرده است وهم عشق و عرفان و مكتبش را ، و خواننده با خواندن آن ني نامه گويي كل اثر را مرور كرده است . مولوي با بهره گيري از ني ، نواي درون خود را بر قالب مثنوي ريخته است و در واقع با ني نالان قصه ي عشق سر داده است . صادق هدايت گفته : اگر مولوي هيچ شعري نگفته بود و فقط همين چند بيت ( هجده بيت ني نامه ) را گفته بود ، باز بالاترين و بهترين شاعر عرفاني ايران بود !
ني :در تصوير هايي كه شاعران از ني داشته اند از منظر خود با آن همدم شده اند و ناله سر داه اند ، كه نالانترين اين نالانان مولوي است؛ اگرچه شاعران ديگري نيز به طور گذرا به ني پرداخته اند ، اما تصويري كه مولانا از ني در تحميديه مثنوي ارائه مي دهد با تمام ني ها فرق مي كند ، نيي كه مولوي شكايت و حكايت هاي او را به شعر پرداخته يك ني آشناست كه در ضمير هر كس وجود دارد؛ اما هر كسي به مثل مولانا توفيق و توان بهره برداري از آن را ندارد ؛ و بر هر كسي شمس تبريزي ظاهر نمي شود ؛ مثنوي به حسب اتفاق در انديشه ي مولوي راه نيافته ، بلكه با تار و پود وجودي او آغشته و عجين است ؛ از اينرو در انديشه او معني مقام خاص دارد . در اين راستا بديع الزمان فروزانفر مي نويسد: « اين ني در حقيقت خود مولاناست كه از خود و خودي خود تهي ست و در تصرف عشق و معشوق است ... اين شعر و نواي روح انگيز كه از گلوي وي بر مي آيد ، از او نيست ، بلكه عشق يا معشوق است كه به زبان او سخن مي گويد و بر پرده هاي گلويش آهنگ شرر بار مي ريزد.»
ني در اساطير: ني در اساطير و افسانه هاي ملل مختلف مظهر تصورات و انديشه هاي گوناگون بوده است مثلا در « اساطير يوناني پرومتئوس پسر عم زئوس ، مقداري از بذر آتش را ربود و در ني تو خالي ( ساقه گياهي) پنهان كرد و از آسمان براي بشر به زمين فرود آورد ؛يا در روايات عبري ني خرد شده نمودگار روحي در هم كوفته و شكست يافته است و در افسانه هاي آفريقا و اندونزي مربوط به آفرينش ، نخستين جفت از افراد بشر از ني به وجود آمده اند .» ( زنده ياد غلامحسين يوسفي به نقل از ماهنامه حافظ ، 1386: ش 41).
ني در شعر شاعران ايران :بسياري از شاعران معاصر ايران ني را در اشعار خود به كار برده اند كه در اين جا به ذكر چند نمونه شعري بسنده مي شود . هوشنگ ابتهاج : چو ني مي نالم از داغ جدايي / دريغا اي نسيم آشنايي/چنان گشتم غبار آلود غربت / كه نشناسم كه خود بودم كجايي .
صادق همايوني : بخوان اي ني كه غم خوار مني تو / بسوز اي سينه تب دار مني تو / نمي گويم چرا مي نالي اي دل / بنال اي دل كه بيمار مني تو .
نيما يوشيج : خانه ام ابري است... / يكسره روي زمين ابري است با آن .../ حواس من ، آي ني زن كه تو را آواي « ني » برده است دور از ره كجايي ؟ ... / و همه دنيا خراب و خرد از باد است و به ره ني زن كه داريم مي نوازد ، / «ني» در نياي ابر اندود ، راه خود را دارد اندر پيش .
تصاوير ني : شاعران ايران هر كسي از ظن خود تصاويري را از ني ارائه نموده اند كه در اين مجال به برخي اشاره مي شود .
1- ناله ني : در اين تصوير ني همواره نالان است و از درون ناله سر مي دهد؛ در اشعار مولانا مراد از ني خود اوست كه عشق در وجودش شعله ور گشته ، و سخنان سوزان و البته شيرين خود را از دريچه ني بيان مي دارد. در اين تصوير عاشق همدم ني نالان قصه ي عشق را سر مي دهد و با ني نالان همدم است .
2- ني ميان تهي :يكي از تصاويري كه از ني بيان مي شود اين است كه ني درون خالي است و داراي سوراخ هايي ، از اين خالي بودن ني به وابسته نبودن به تعلقات دنيايي تعبير مي شود. « لزوم خالي گشتن از خيشتن و خلاء بطن و آزادي در نزد عرفا يكي از اصول سير و سلوك است . يعني بايد انسان بتواند از خودي ها و تعلقات و دل بستگي ها فرد شود ، زيرا اگر مثل ني از خود خالي نشوي نمي تواني نور معرفت ربوبي را كه در تو دميده مي شود منعكس كني وارزش تو به همين است و منشاء اين تشبيه از همين جاست كه گفته اند : « مثل المؤمن كمثل المزمار لايحسن صوته الابخلا بطنه » (فروزانفر ، ج 1:6).
3-ني آتشين : گويند عشق آتش است كه تمام پليدي ها را مي سوزاند ، ناله ني هم عشق است ، عشقي است كه« مي سوزاند و مي گدازد ، چون از عشق برخاسته است و هر انسان عارفي چون ني ، آتش عشق در دل دارد و اگر انساني عاشق نباشد نابود است .» ( ملكيان ، رشد آموزش فارسي، 1388، دوره 23 ، ش 1،ص13 ). حافظ بر اين باور است كسي كه عشق ندارد مرده اي بيش نيست:
هر آنكه در اين حلقه نيست زنده به عشق براو نمرده به فتواي من نماز كنيد
4- ني افشاگر : تصويري كه از اين ني ارائه شده ، غماض است و اين ني افشاگر، اسرار در پرده را فاش مي نمايد ؛ «افسانه اي در باب فاش شدن راز توسط ني كه در مورد حضرت علي (ع)آورده اند ، نيز قابل ذكر است ؛ به دنبال رنجي كه حضرت علي (ع) از راز داري مي برده و رازهاي خود را به چاه حكايت مي كرده است ، در داخل چاه نايي مي رويد ؛ چوپاني آن ناي را مي برد و در دست مي گيرد و متوجه مي شود كه اين ني را نوا سر مي دهد و رازها افشا مي كند . اين داستان ، علاوه بر جنبه ي افسانه اي داشتن ، جنبه اي عرفاني نيز به « ني » داده است .( همان:14 ).
5-ني سوراخ : اين ني تمثيلي از آدميزاد است ، زيرا اگر مثل ني از بند بند وجودت ناله بيرون نيايد لايق نواختن نخواهي شد . و اين عاشق است كه در فراق معشوق ناله سر مي كند.
نتيجه گيري : ني نالنده رمزي از جان مشتاق و روح عارف است ، مولانا به ني روح و حساسيت و ادراك بخشيده است ، ني نواي انعكاس نفس كسي است كه در او دميده است و گرنه ، ني چنان فارغ و از خويشتن تهي است كه تا دمي به او نرسد ، آوايي ندارد ، از اين رو ني رمز حال و جان عارفي چون مولانا ست كه از خود گسسته ست و محو در عشق خداونداست و در يك كلام اينكه ني خود مولاناست .
منابع و مآخذ
- فروزانفر ، بديع الزمان ، (1361 ). زندگي مولانا جلال الدين مشهور به مولوي ، تهران ، زوار ، چاپ چهارم .
- فروزانفر ، بديع الزمان ، (1371). زندگي مولانا جلال الدين مشهور به مولوي ، تهران ، زوار ، ج1،ص6
- ملكيان ، شيما( 1388). ، تصوير شاعران از ني ،رشد آموزش زبان فارسي،دوره 23، شماره 1 ، صص15-13.
- يوسفي ، زنده ياد غلامحسين ( 1386). ناله ني ، ماهنامه حافظ، شماره 41 صص7-5.
لورن آيزلي ، نويسنده، هر وقت كه مي خواست الهام بگيرد براي نوشتن مي رفت لب اقيانوسي كه نزديك خانه اش بود وشروع مي كرد به قدم زدن يك روز هنگام قدم زدن ، نگاهش افتاد به پايين ساحل وجواني را ديد كه رفتار عجيبي داشت .كنجكاو شد . رفت سراغ آن جوان و از نزديك ديد كه او مرتّب خم مي شود روي ساحل ،يك ستاره ي دريايي برمي دارد، مي دود به سمت اقيانوس وستاره ي دريايي را پرتاب مي كند توي آب .از او پرسيد: « چرا اين كار را مي كني ؟»